محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

172

تحفه خانى ( فارسى )

كه خايف باشد از انفجار او پيش از نضج پس به اين ملاحظه فصد بايد كرد و چون امراض دموى ما دامى كه مخوف است و شخص در آن واقعست فصد را درو اباحت است و اوقات استعمال او پيش جالينوس و توابع او اوسع است و مىگويند كه اگر شخص در مرض دموى واقع است او را تپ عارض شده در اوائل ترك و فصد بايد كرد تا ترقيق فضول نكند و در بدن جارى نشود و به خون صالح ممزوج و مخلوط شده موجب فساد بدن نشود بلكه فصد بعد از نضج مىبايد كرد و گذشتن مرض از ابتدا و بلوغ بانتها و اگر مانعى پيدا نشود اينست مشرب جماعتى از اطبا كه اقتدا بجالينوس دارند و مراعات اين قانون مرعى مىدارند و از جمله وصاياى ايشان اينست كه تحريك ماده بفصد و استفراغات روز طغيان و حركت ثوران امراض نكند و مراد به اين قول ايام بحرانست و نيز گفته‌اند كه در امراض ذى بحران اخراج خون بسيار از شخص بكنند بلكه اول تسكين اعراض رديه كنند و اگر اعراض منكر تسكين نيابد قليلى از خون اخراج كنند و بيك دفعه خونى كه مقصود اخراج اوست نكند و معالج بايد كه از براى اخراج بار ديگر از خون در بدن گذارد تا بوقت حاجت باخراج بقيه از خون باشد و ديگر در تقليل اخراج ملاحظه حفظ قوت نيز هست و همچنين شخص بعيد العهد بقى اگر شاكى باشد بسبب حدوث تكسر و درهم شكستن و كوفت يافتن در خود مناسبت كه اندكى خون بگيرد اگر چنانچه در خود كثرت خون و ثقل از آن ممر احساس كند اگرچه زمستان باشد و از غذا « 1 » فصد گاهى احتباس طبيعت است و گاه تولد اخلاط كثيره در بدن هرگاه كه در قوت ضعيف باشد و بسيار است كه از فصد غشى حادث مىشود و به اين ملاحظه كه غشى شود پيش از فصد قئ فرمايند صواب باشد زيرا كه مانع از حدوث قئ و

--> ( 1 ) ن - عوامل